❤.❀❀فصل شیدائی❀❀.❤

آسمان هم که باشی...بغلت خواهم کرد.... پر از عاشقانه ای تو... دیگر از خدا چه بخواهم؟؟؟

درباره من
محبوب
«کســی کـــه هـیـچـکـس نیـسـت!!!» اعوذ بالله من نفسی پناه برخدا از شر نفس خودم بزرگتر از آنم که تحقیر شوم ، کوچکتر از آنم که توصیف شوم. به قول شهید آوینی: " تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست "خدا" باشد. کمتر از ذره ام و دست به دامان توام دوباره مینویسم..... از تو.... میدانم که میخوانی و میمانی .... دنبال تو به هر جا خواهم آمد و تو را همه جا جست و جو می کنم ... تو را پیدا می کنم و به خودم وصله می زنم تو را.... فراموش نمی شوی.....
نویسندگان

 

 

آقا اگر «مَصارِعُ عُشّاق» کربلاست...

در عاشقی به منزل آخر رسیده ایم...

با عطر سیب پیرهنت مست می شویم...

شیدائی قبیله‌ی عشق و عقیده ایم...


حسین (علیه السلام) سرچشمه خورشید است ... و بدان که سینه تو نیز

آسمانی لایتناهی است، باقلبی که در آن چشمه خورشید می جوشد و گوش کن

که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:


حسین ، حسین ، حسین ...
سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی


جمعه شب زیارتی ارباب: السَّلام عَلَیْکَ یَا أبا عَبْدِ اللهِ وَعلَی الأرواحِ الّتی حَلّتْ

بِفِنائِکَ ، وَأنَاخَت برَحْلِک، عَلَیْکًُم مِنِّی سَلامُ اللهِ أبَداً مَا بَقِیتُ وَبَقِیَ اللیْلُ وَالنَّهارُ

، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ أهْلَ البَیتِ، السَّلام عَلَی الحُسَیْن ،

وَعَلَی عَلیِّ بْنِ الحُسَیْنِ ، وَعَلَی أوْلادِ الحُسَیْنِ ، وَعَلَی أصْحابِ الحُسَین.

 

روزی امام حسن و امام حسین‏ علیهماالسلام به حضور پیامبر رسیدند،در حالی که جبرئیل هم ‏نزد رسول خدا بود.این دو عزیز،جبرئیل را به‏«دحیه کلبی‏»تشبیه کرده ودور او می‏چرخیدند. جبرئیل هم چیزی در دست داشت و اشاره می‏کرد. دیدند که در دست‏ جبرئیل یک سیب،یک گلابی و یک انار است.آنها را به‏«حسنین‏»داد. آن دو خوشحال‏ شدند و با شتاب نزد پیامبر دویدند.پیامبر آنها را گرفت و بویید و فرمود:ببرید نزد پدر ومادرتان. آن دو نیز چنان کردند. میوه ‏ها را نخوردند تا آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله هم نزد آنان رفت وهمگی ازآنهاخوردند،ولی هر چه می‏خوردند،میوه ‏ها باز باقی بود.تا آنکه پیامبر از دنیارفت. امام حسین‏ علیه السلام نقل می‏کند که در ایام حیات مادرمان فاطمه‏ سلام الله علیها تغییری در میوه ‏هاپیش نیامد،تا آنکه فاطمه از دنیا رفت،انار ناپدید شد و سیب و گلابی مانده بود.با شهادت‏ علی‏ علیه السلام گلابی هم ناپدید شد و سیب به همان حالت باقی ماند. امام حسن‏ علیه السلام مسموم وشهید شد و سیب همچنان باقی بود تا روزی که(در کربلا)آب را به روی ما بستند.من‏ هر گاه تشنه می‏شدم آن را می‏بوییدم،سوز عطش من تسکین می‏یافت.چون تشنگی‏ ام شدت یافت،بر آن دندان زدم و دیگر یقین به مرگ پیدا کرده بودم. امام سجاد علیه السلام می‏فرماید:این سخن را پدرم یک ساعت قبل از شهادتش فرمود.چون ‏شهید شد، بوی سیب در قتلگاه به مشام می‏رسید.دنبال آن گشتیم و اثری از سیب نبود،ولی بوی آن پس از حسین علیه السلام باقی بود.قبر حسین را زیارت کردم و دیدم بوی آن سیب‏ از قبر او به مشام می‏رسد.پس هر یک از شیعیان ما که زیارت می ‏کنند،اگر بخواهند آن را بشنوند،هنگام سحر در پی زیارت بروند،که اگر مخلص باشند،بوی آن سیب را استشمام‏ می‏کنند.
(ابن شهرآشوب، المناقب، ج3، ص 391)



تاريخ : ٢٤ آبان ۱۳٩٢ | ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : محبوب | نظرات ()
دوستان
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

MeLoDiC


kaj tasavir کد کج شدن عکسها در وبلاگ