زبانم لال....

فکرش را هم از خودت دور کن !

به قولِ قدیمی ها هفتاد قرآن به میان

اگر روزی برسد

که من زبانم لال

میانِ دلخوری هایم بگویم ... اصلا راهت را بگیر و برو !

عشق اگر به اخمی بند باشد

که اسمش عشق نیست

کـــــــــــشک است 

نخند .. خودم شنیدم که دیروز مردِ همسایه

با دلخوری می گفت

همه ی قول و قرارهایمان کشک ؟

دلم برایش سوخت 

فهمیدم مردها هم گاهی چه بچگانه می شوند

و گاهی ما زن ها همه ی حق را به خودمان می دهیم

بی آنکه بدانیم یک طرفِ قصه مردی نشسته

که آغوشش تنها تکیه گاهِ شبانه ی زنانه ماست

که امیدش تنها به لبخندِ زن بند است .

حالا من اینجا نشسته ام و می گویم

اگر روزی از سرِ لوس بازی هایِ دخترانه

و غرورِ مردانه

اوقاتِ ثانیه هایمان کمی تلخ شد

حواست باشد

حواسم هست

سقفِ آرزوهایِ ما

همان چهاردیواریِ خاطره هایِ بد و خوب است


/ 0 نظر / 58 بازدید