دل ِ دستـهایم ...

 

وقـــــتی ...
دل ِ دستـــــهایم ...
تنگ مـــــیشود برای انگشتان کوچکت ؛
آنهـــــا را میگذارم برابر خورشید ،
تا با ترکیبی از کسوف و گرمــــا ...
دوری ات را معنا کنم !!


مصطفی مستور

 

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nafiseh

تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم نه خوشی ها را؛ زیرا خوشی آن است که تو می خواهی؛ و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد ...:(((

آشیانه

با اینکه در حوالی چشمم ندارمت.... اما همیشه کنج دلم دوست دارمت....

raha

کتاب "روی ماه خداوند رو ببوس" تنها کتابیه که از مصطفی مستور خوندم ولی خداییش خیـــــــــــــــــــــــــــلی قشنگ بود

آرش

گاهی از دوست داشتن هایم احساس پرواز میکنم گاهی از بیقراری هایم احساس مچالگی و گاهی از از انسان بودن احساس خستگی..... خدایا خداوندا چقدر سخت است انسان بودن.... [گل] خوشحال میشم به وبم سربزنی[لبخند]]

سلام دوست عزیزم[گل][لبخند] وبلاگ ("من و دنیای چولوکی")آپ شد با موضوع(" تاریخچه روز ولنتاین")+یع مطلب دیگه درمورد دخترا. خوشحال می شم با حضور پر رنگت به وبلاگم حس و حال خاصی بدی[پلک] اینم ادرسه وبلاگمه اگه نداری http://choloki.persianblog.ir

شهاب الدین

خدایا!من رسیده ام بدین پایه از امید که تو آرزوهای مرا با ترازوی لیاقت هایم نمیسنجی.ملاک بخششت,ارزشم نیست,که کرامت و جود خود توست...خدای من!دست امیدم را بگیر و گوش اجابت به نیایشهایم بسپار...

محمد حامد

به سرم اگر شلیک کنند جای خون … فکر او میپاشد به دیوار !

ali

با سلام خدمت دوست گرامی ام[گل]

رهام

خداوندا نادانی دیروز شادی امروزم را گرفت پس نادانی امروزم را بگیر تا شادی فردایم را از دست ندهم